مشخصات مقاله

آهسته‌خواني و بازخواني: تأملي بر فرايند در خواندن و بهبود كيفيت مطالعه

نويسنده:يزدان منصوريان

كليات ،شماره پياپي 196، ،سال 17،، شماره در سال 4، فروردين، 1393، ويژه مطالعات خواندن 2، صفحه 10-14
کلید واژه ها : خواندن,مطالعه,آهسته‌خوانی,بازخوانی,گزیده‌خوانی
نوع مطلب: مقاله
مقالة حاضر ابتدا به مرور مهمترين مؤلفه‌هاي مؤثر بر فرايند خواندن مي‌پردازد؛ و به دليل تعدد و تنوع اين مؤلفه‌ها و تأثير پيدا و پنهان هريك بر كيفيت مطالعه، نتيجه مي‌گيرد خواندن فرايندي بافت‌مدار، پيچيده و چندوجهي است. به اين معنا كه خواندن، تجربه‌اي منحصر به فرد است كه در بافتي متشكل از عوامل فرهنگي و اجتماعي زمينه‌اي رخ مي‌دهد. بر اين اساس، اگر متوليان امور فرهنگي در صدد يافتن راه‌هايي براي رونق مطالعه در جامعه هستند، بايد به پيچيدگي اين فرايند و تأثير مؤلفه‌هاي زمينه‌اي بيشتر توجه كنند؛ زيرا هدف از مطالعه بيش از آنكه انتقال داده‌هايي خام از متن به ذهن خواننده باشد، كمك به ارتقاي دانش و بينش اوست. دانش و بينشي كه بايد در فرايند مطالعه در ذهن آنان ساخته و بازآفريني شود. نظر به اينكه تحقق چنين هدفي نيازمند توجه، درنگ و تأمل خواننده به متن است، روش‌هاي مطالعه بايد به گونه‌اي باشد كه امكان اين درنگ را فراهم آورد. پيشنهاد مقالة حاضر در اين زمينه توجه به رويكردي با عنوان «آهسته‌خواني» است، كه در آن كيفيت مطالعه نسبت به كميت آن اولويت دارد. به سخني ديگر، آهسته‌خواني فرصتي براي بازنگري و بازبيني در فرايند خواندن است، تا به كمك آن خوانندگان هر متن فعالانه به شناخت و درك تازه‌اي از آنچه مي‌خوانند دست يابند. بنابراين، آهسته‌خواني به معناي كندخواني نيست، و متضاد تندخواني هم نيست. بلكه وجود كلمة «آهستگي» در اينجا دلالت بر كيفيت خواندن دارد، و با سرعت مرور متن ارتباطي ندارد. به اين ترتيب آهسته‌خواني فقط رويكردي متفاوت به خواندن است، كه مبناي آن بر فهم و درك محتواي آثار و شناخت معاني تازه و كاربردي از اين محتوا استوار است. ضمن آنكه همواره در كنار آهسته‌خواني، بازخواني مهارت ديگري است كه مطرح مي‌شود و در اين مقاله به آن اشاره شده است. بازخواني نيز به معناي تكرار خواندن نيست، بلكه دوباره نگريستن به متن خوانده‌شده، اما از منظري تازه است؛ زيرا تقريباً تمام مؤلفه‌هاي مؤثر بر خواندن – از جمله دانش خواننده - در زمان بازخواني تغيير كرده است. از سويي ديگر، سهم تحليل در بازخواني بيش از مرور مقدماتي بوده و معمولاً با بازآفريني در معاني برخاسته از متن همراه است. به اين ترتيب بازخواني حركتي مستمر، پيوسته و تكاملي است. به اين ترتيب مقالة حاضر بر اين نكته تأكيد مي‌كند كه خواندن فرايندي ذهني است و هرگز مكانيكي نبوده و نخواهد بود. فرايندي كه همواره متأثر از مؤلفه‌هاي فرهنگي و اجتماعي جامعة خوانندگان است. بنابراين، خواندن فقط انتقال داده‌هاي ذخيره‌شدة درون متن به ذهن خواننده نيست، بلكه فرايندي از جنس ساختن و بازآفريني معنا در ذهن و زبان اوست. اين معنابخشي نيز رخدادي ذهني است و به زمان، تأمل و درنگ نياز دارد. بر اين اساس، آهسته‌خواني و بازخواني دو رويكرد عملي هستند كه مي‌توانند اين شرايط را براي مطالعه فراهم سازند و در خدمت ارتقاي كيفيت خواندن قرار گيرند.